على محمدى خراسانى
5
شرح منطق مظفر (فارسى)
است . اما مقدميت مباحث كلى و جزئى ، براى مباحث حجّت به دو بيان قابل اثبات است : اول : ما در مباحث كلى و جزئى از خود مفهوم كلى و جزئى ، از اقسام كلى ، نسب اربع ، كليات خمس و . . . بحث كرديم و به خوبى مىدانيم كه در مباحث حجت ( كه فعلا مد نظر است ) هر حجت حداقل از دو قضيه تشكيل مىشود كه هر قضيه نيز موضوعى و محمولى دارد ، گاهى موضوع جزئى است و حكم براى جزئى بما هو جزئى ثابت مىشود و گاهى كلى است يعنى حكم براى كلى بما هو كلى ثابت مىشود پس بايد ابتدا كلى و جزئى را شناخت همچنين بايد نسبتها را شناخت ، كه آيا موضوع و محمول با يكديگر تباين كلّى دارند تا از آنها يك سالبه كلى تشكيل شود يا عموم و خصوص من وجه هستند يا تساوى كلى دارند و . . . كه از هركدام به تناسب ، يكى از محصورات اربعه تشكيل مىشود و در مقام استدلال تأثير دارند ( به زودى در جاى خود بحث خواهد شد ) همچنين بايد مباحث كليات خمس را شناخت تا بدانيم آيا توسط فلان استدلال اصل ماهيت ثابت مىگردد ؟ يا يكى از ذاتيات آن ؟ يا يكى از عوارض آن ؟ و تمام اين امور متوقف بر شناخت مباحث كلى و جزئى است . دوم . به طريق قياس مساوات نيز مقدميت مباحث كلى و جزئى براى ما نحن فيه اثبات مىگردد . اين قياس دو مرحله دارد كه به شكل زير اجمالا تبيين مىشود : مرحله اول : مباحث كلى و جزئى مقدمه مباحث معرف هستند ( صغرى ) مباحث معرف ، به نوبه خود مقدمه مباحث حجت هستند ( كبرى ) پس مباحث كلى و جزئى مقدمهء مقدمهء مباحث حجت هستند . ( نتيجه ) اثبات صغرى در آغاز باب كلى و جزئى در باب دوم بيان شد و اثبات كبراى اين مرحله ذيلا تبيين خواهد شد ، وقتى اين دو مرحله را مسلم گرفتيم نتيجه بديهى است . مرحله دوم : نتيجه مرحله قبلى در اين مرحله صغرى است و يك مقدمه خارجيه صادقيه نيز بدان ضميمه مىشود كه : « مقدمة المقدمة مقدمة » از اين مجموعه نتيجه مىگيريم كه مباحث كلى و جزئى مقدمه مباحث حجت است . اما مقدميت مبحث معرف كه مرحوم مظفر هم اين را متعرّض شدهاند كه : هر حجت از قضايا و هر قضيّه از اجزائى تشكيل مىشود ، ابتدا موضوع را بايد بشناسيم تا بتوانيم حكمى را براى آن اثبات يا نفى كنيم ، چون حكم به نفى يا اثبات بر مجهول